حس غریب

در دیگری

خدا گر ز حکمت ببندد دری

ز رحمت ببندد در دیگریــــــ...

شایدم "دیگری"


الکی مثلا..

#گیچ

۰۵ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۵۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سجاد ب.س

بالکل

ذوقی چنان ندارد، بالکل زندگانی

۲۳ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سجاد ب.س

اصل مطلب

اصل مطلب اینه که

من با بقیه فرق دارم

حواسم به شرایطم نیست،

میشینم مشورت میکنم و میگن

ترجیحا تا پایان کارشناسی خوب درس بخونین و ... بعدش کار.


حالا بریم اونور :

کل ناراحتی من از این اتفاق

صرفا دغدغه مالیه.. .


پس کاری که بقیه میکنن و مسیری که بقیه رفتن تا موفق شدن پل هایی داشته

ولی زندگی من بعد از این مدت خیلی از این پل ها رو نخواهد داشت...


پ.ن: خیلی بده که بدترین اتفاق زندگیت، بهترین اتفاق زندگی کسی باشه که خیلی دوسش داری...

قطعا نمیفهمین ولی شاید قدر الآنتون رو با همه سختیاش بدونین


۱۹ آذر ۹۶ ، ۰۶:۳۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سجاد ب.س

داد

داد از آن اختیار

که مرا از حسین (علیه السلام)

جدا کند...

۱۸ آبان ۹۶ ، ۱۷:۱۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سجاد ب.س

{...

من بدبخت نیستم

بی چارم

هر چی سنگه مال پای لنگه

۲۵ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۰۱ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سجاد ب.س

طعنه

نمیدونم گفتنش درسته یا نه

همه با یه لحن تسلیتیِ طعنه آمیزی میگن راستی فلانی داره عروس میشه..

مگه چیزی بوده اصن؟

۰۸ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۵۹ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
سجاد ب.س

حیف

وقتی بعد از چندین ساعت کار هرچند ناخالص براش

میفهمی که حواست به دستورش مستقیمش نبوده...

حیف..

۱۰ مرداد ۹۶ ، ۰۲:۱۵ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سجاد ب.س

کمک

بچه ها دکتر آشنا ندارین اطراف

نایٍ تحـلـیلم خوب کار نمیکنه...

۰۷ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سجاد ب.س

زنده ماندن

قبلنا زندگی می کردم

الآن برعکس شده...

۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۵:۵۳ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سجاد ب.س

کاف.

س مثل سلام
الف مثل امید
ش مثل شروع
ک مثل کنکور...
ـــــــــــــــــــــــــ
ساعت ها دوست دارم حرف بزنم، حرف جدید
بدون یک کلمه ادامه دادن با خودتون میگین : می دونم درباره چی میخواد صحبت کنه..
نه

بیشتر از این که بخوام درباره عملکردم صحبت کنم
دوست دارم نتیجه هر چی شد ، زندگی با برنامه، زندگی (تا حدودی) منظم، زندگی در مواردی محدود رو ادامه بدم
این یک شروع بود و نه پایان.

چند روز بهم گفنن چرا میخندی؟ چرا استرس نداری؟ چرا .. . 
قطعا و یقینا اون طوری که باید اصلا تلاش نکردم، ولی در همون حد، وقتی زمان تلاش در این باب تموم شد، فهمیدم که برنده ام و مزد تلاشم رو گرفتم. الآن هم با کمی استراحت بدون توجه به نتیجه (چه بدترین و چه بهترین دانشگاه) میشینم و چندین پروژه ای که خیلی روشون فکر کردم رو شروع می کنم. 

(همونطور که گفتن) کنکور یک وزنه بود، به نظرم رشدی که سعی و تلاش و سختی کشیدن امسال داشت نتیجه این سالِ پر از فراز و فرود بود و نتیجه هم مثل تمام تکه های این پازل یک تکه است، ولی تکه پایانی. انشا الله بهترین نتایج برای همه به قدر تلاششون حاصل بشه و این نقطه عطف عامل جدایی و ختم اخوت برادرا نشه.

 پرانتز : خیلی چیز ها رو از یاد خواهم برد،
ولی یک جمله هیچ وقت فراموش نمیشه :
اِسمَع اِفهَم یا هادی ابن غلامحسین

روزی میرسه که این جمله میشه : اِسمَع اِفهَم یا سجاد ابن علیرضا...


سلام..
خداحافظ .

۱۵ تیر ۹۶ ، ۱۴:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سجاد ب.س