حس غریب

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر» ثبت شده است

صبرا ...

همیشه دعای دستم اینه : اللهم افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین
چون از مسیری که دارم میرم شناخت دارم، میگم، خدایا همیشه من رو ثابت قدم قرار و در این راه صبر بده، و ثمره این ثبات رو پیروزی مقابل قوم الظالمین و دشمنا قرار بده...
بیاید همیشه قبل از لعنت گمراهان اول برای هدایتشون دعا کنیم، شاید دعای یکیمون گرفت، انشاالله
نمیدونم اسمشو کفر میخواین بذارین یا هر چیز دیگه،
میدونم که همه چی که ما داریم لطف خداست، و ما هیچ وقت نمیتونیم شکرش رو به جا بیاریم
ولی نمیدونم چرا نتیجه فقط برای ما تو این دنیاست و مال بقیه تو آخرت. چرا ظالم همیشه سالمه، چرا نقشی که دلگرمی بقیه است واسه ی  ما مایه بد شدن حالمون، خورد شدن اعصابمون و خراب شدن روزمونه. من که دیگه کارم از امید و آرزو گذشته. میدونم که دارین با خودتون میگین: نا شکری نکن، همه مشکلات دارن. ولی خیلی افراد نیستن که میدونن و میفهمم که این دونستنشون روی برخوردشون با من تاثیر گذاشته. خیلیا رو دوست دارم و باهاشون دوستی میکنم، ولی وقتی بعد یه روز خوب میرسم خونه، دو برابر دوستیا و خوش گذرونی ها حالم گرفته میشه. اصا چرا باید شبا فک کنم و بعد بخوابم، چرا همیشه قم موندگاره و شادی فانی. چرا برکت از زندگیا گرفته شده، چرا روابط داره تیره میشه، چرا زندگیا بوی گند گرفته، چرا اخلاق از بین رفته، چرا منطق صفره، چرا هر چی ضربه که بهم خورده از مسلوناست، چرا یاران چشممون رو کور کردن؟
اینا رو کی میخواد جواب بده. میگن یا نتیجه گناهانتونه یا امتحان الهیه، اگه اولیشه که ما وقتیم که هیچ گناهی نداشتیم بهمون ظلم میشد. و اگه امتحانه که چرا بنده ای رو امتحان میکنه با این که امکان داره دووم نیاره و بد تر از قبل بشه؟ جوری زندگی میکنم که حاضرم از زندگیم بگذرم ولی بعضیا رو از دنیا محوشون کنم ...
و امتحانای سخت خدا همه واس ماس ...
۰۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۳۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سجاد ب.س
شنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۳، ۰۵:۱۸ ق.ظ سجاد ب.س
شهید گمنام

شهید گمنام

شهید گمنام - حس غریب
شبهای جمعه که میشه دلها بهونه میگیره / هر کی میاد سر یه قبر ازش نشونه میگیره
یکی سر قبر پدر، یکی کنار مادرش / یکی کنار خواهر و یکی پیش برادرش
اما یه مادر غمگین و آرام / میاد کنار شهید گمنام
آه و واویلا، آه و واویلا ، آه و واویلا ، آه و واویلا
یه جعبه خرما برای فاتح خونی میاره / آروم میاد میشینه و سر روی سنگش میذاره
میگه تو جای بچه می ، گوش بده به حرفای من / از بس که اینجا اومدم درد اومده پاهای من
آخر نگفتی کسی رو داری؟ / یا که مثل من بی کس و کاری
آه و واویلا، آه و واویلا ، آه و واویلا ، آه و واویلا
مگه تو مادر نداری برای تو گریه کنه / غروب پنج شنبه بیاد به قبر تو تکیه کنه
ادامه مطلب...
۰۹ اسفند ۹۳ ، ۰۵:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سجاد ب.س